سیگنالهای اشتباهی فرشته ها

خرید بک لینک
سعی کردن به فراموشی و انکار جنونشاد بودن وسط کلبه ی غم ها ماندندر همین کشمکش از چاله به چاه افتادندرد یعنی وسط خاطره ها جا ماندنفرض کن قصد کنی، سعی کنی، دل بکنیدر خیابان و کمی نم نم باران بزندگوشه ی بغض، به پای نفست گیر کندجگرت را پس ازآن زخم ِ فراوان بزندهی بخواهی که تو با خاطره ها، دریا راداخل ظرف به اندازه ی گندم بکنیاین میان هم بزند، کودک احساست رادر شلوغی، وسط معرکه ای، گم بکنیدرد یعنی دونفر باشی و با قصد سفردر قطاری که شلوغست، یکی جا نشودجان بیچاره میان دو بدن گیر کندگِرِهی سخت که از هر دوطرف وا نشودعشق، دردیست که جانسوخته را شیرین استهرکه را زخم زند، نام و نشان می گیردپیچکی هست که صد شاخه از آتش داردآتشی هست که از جان تو جان می گیردمحمد محمودیان سیگنالهای اشتباهی فرشته ها...

ما را در سایت سیگنالهای اشتباهی فرشته ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 10:30

صفحه بندی